أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
510
آثار الباقيه ( فارسى )
هلال كانون آخر - جمله دعاها و روزهايى كه در اين ماه انجام مىيابد براى جنهاست و روز اول آن عيد سر سال است چنان كه عيد قلنداس براى رومىها اينطور بود و در روز چهارم عيد دير الجبل است و عيد بلتى كه زهره باشد و روز هشتم روزه هفت روزه آغاز مىشود كه فطر آن روز پانزدهم باشد و روز دوازدهم دعوت و حسوا مىباشد و روز بيستم در كوه حرّان نماز مىخوانند و روز بيست و پنجم عيد صنم ترثاست و روز بيست و هشتم عيد عرس السنه است . هلال شباط - روز نهم آن اول روزهء كوچك است كه هفت روز باشد و فطر آن شانزدهم آن است و در اين روز هيچ چربى و اشيائى كه چربىدار باشد نمى - خورند و روز بيستم براى آفتاب عيد بيت العروس است و روز بيست و دوم عيد منطس است براى آفتاب و روز بيست و چهارم عيد شيخ الوقار است كه زحل باشد و روز بيست و پنجم عيد عرس علمانا است . هلال آذار - روز اول اين ماه روزهء ( اى ) مىباشد كه سه روز است و روز چهارم فطر آن است و روز هفتم عيد هرمس عطارد است و روز هشتم اين ماه اول روزهء اكبر است و تنها در اين روزه خوردن گوشت ممنوع است و معيار اين عيد آن است كه صابئين از روزى كه آفتاب در برج حوت باشد تا سى و يك روز بعد كه آفتاب در برج بره باشد و قمر نيز در برج سرطان در همان اجزا باشد كه برج آفتاب است ، نوحهسرايى مىكنند و اول اين كار آغاز روزهء ايشان است و روز آخر فطر آن است و گاهى اتفاق مىافتد كه اين روزه بيست و نه روز مىشود و پوشيده نيست كه وقتى اين قضيه رخ خواهد داد كه هلال آذار از سى روز ناقص باشد و روز دهم موقع فطام و از شير گرفتن كودكان است . هلال نيسان - روز دوم آن عيد ديلس است و روز سوم عيد الكحل و روز چهارم غناء را تعظيم مىدارند و روز پنجم عيد بليان صنم زهره است و روز ششم عيد سمار وحى القمر است و در همين روز عيد دير كاذى است « 1 » و در اغلب اوقات فطر
--> ( 1 ) - ابن النديم ميگويد دير كاذى يكى از دربهاى شهر حران است . ( درب يعنى جاده واسع )